.

.

دریافت کد باکس دلنوشته های من

لوله اگزوز

 

 

یکی از هم کلاسی هایم بود که قبل از ما هم جبهه آمده بود. ولی این بار بهش اسلحه نمی دادند.

بعدا فهمیدیم موجی بوده و می ترسیدند مسلحش کنند.

خودش رفته بود یک لوله اگزوز پیدا کرده بود, زده بود به خط. چندتا عراقی هم اسیر کرده بود, با همان لوله اگزوز.

از اسرا جریان را پرسیدیم گفتند:((فکرکردیم سلاح جدید است تسلیم شدیم.))

آسمان مال آنها است

[ شنبه 08 شهریور 1393 ] [ 00:06 ] [ paria ]

post

[ جمعه 07 شهریور 1393 ] [ 19:42 ] [ adel ]

شیفت فرمانده

 

شب بودخسته ازراه رسید.وقتی واردچادرشدجایی برای خوابیدن پیدانکرد.آمدبیرون چادربه سنگرتکیه دادتابخوابد.

درهمین حین یکی ازنگهبان هاآمدوگفت:((چراخوابیدی؟بیدارشونوبت شیفت توشده.))

نگهبان درتاریکی شب تشخیص ندادکه این حرف را...


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 06 شهریور 1393 ] [ 10:11 ] [ paria ]

شعر زیبای عماد خراسانی

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
                         از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
        غمم این است که چون ماه نو انگشت نمایی
                     ورنه غم نیست که در عشق تو رسوای جهانم

        دمبدم حلقه این دام شود تنگتر و من
                              دست و پایی نزنم خود ز کمندت نرهانم
        سر پرشور مرا نه شبی ای دوست بدامان
                                    تا شوی فتنه ساز دلم و سوز نهانم 

       ساز بشکسته ام و طائر پربسته نگارا
                         عجبی نیست که اینگونه غم افزاست فغانم

متن کامل شعر در ادامه مطلب:


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 05 شهریور 1393 ] [ 23:15 ] [ adel ]

post

 

 

 

دو تا دوست عاشق يه دختر ميشن دختره سه تا ليوان ميـاره

 

 

 ميگه توی يكي از ايناسم ريختم هركدوم اونو بخوره من با اون

 


  يكـي ازدواج ميكنم پسـر اولي برميداره ليوان و ميگهميخورم

 


به سـلامتي رفيقم كه من بميرم و اون به عشـــق اش برسه

 


 پسر دومي بر ميداره ليوان و ميگه ميخورم بسلامتــي رفيقم

 


 كه من بمـــيرم و اون به عشقش برسه دختـــره ليوان سـمو

 


 بر ميـــداره ميخوره ميگه ميخورم بسلامتي رفيقـــايي كه من

 


 بميرم و اونا به رفاقتشون ادامه بدن.

[ چهارشنبه 05 شهریور 1393 ] [ 12:53 ] [ akharin 2 khtare khob ]

دوست دارم ...

آپلود عکس

 

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی...

 

دوباره گریه ام میگیره انگار تو آغوش منی...

 

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه...

 

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه...

 

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم...

 

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم...

 

قول بده وقتی تنها میشم باز هم بیای کنار من...

 

شبای جمعه که میاد بیای سر مزار من...

 

دوباره از یاد چشات زمزمه ی نبودنم...

 

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم...

 

خاک سر مزار من نشونی از نبودنت...

 

دستهای نامردم شهر چرا ازم ربودنت...

 

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از خیال من...

 

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من...

 

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم...

 

دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم...

 

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم...

 

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم...

[ چهارشنبه 05 شهریور 1393 ] [ 12:49 ] [ akharin 2 khtare khob ]

کلاس درس

 

موج خمپاره گرفته بودش. بعد از یک ساعت که به هوش آمد. پرسید :((ببخشیدمدرسه ماازکدوم طرفه؟))

دستش را گرفتم و بردم سوار آمبولانس کردمش. گفتم:((این جاکلاسه, شلوغ نکن تامعلم بیاد.))

پسر بی چاره مثل یک کلاس اولی معصومانه نگاهم کرد و سرش را تکان داد.

آمبولانس که راه افتاد تازه فهمیده بود چی شده. بامشت می کوبید به شیشه که برنگردانیمش عقب.

آسمان مال آنهاست

[ چهارشنبه 05 شهریور 1393 ] [ 12:14 ] [ paria ]

فراموش...

 

خدارو شکر بعد این همه زندگی منم یه چیز شدم :
“فراموش”

[ یکشنبه 02 شهریور 1393 ] [ 13:44 ] [ akharin 2 khtare khob ]

خوشحالی تو...

همیشه بهت میگفتم دلم میخواد خوشحالت کنم ، چه کنم که حالا دلیل خوشحالیت نبودن منه …

[ یکشنبه 02 شهریور 1393 ] [ 13:42 ] [ akharin 2 khtare khob ]

مسافر...

 

 

نمیدانم به مسافر دل بستم یا مسافر شد آنکه به او دل بستم ؟!

[ یکشنبه 02 شهریور 1393 ] [ 13:36 ] [ akharin 2 khtare khob ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران