.

.

دریافت کد باکس دلنوشته های من

شب اول قبر

میگن شب اول قبر خدا می پرسه :

وقتی همسایه ات گرسنه بود تو کجا بودی!؟

وقتی دوستت کفش نداشت تو کجا بودی و خلاصه از این سوالا...

 

ولی من

میخوام سرمو بندازم پایین با خجالت بگم:

خدا جونم خودت کجا بودی !؟

بهش بگم وقتی کمر این همه جوون زیر این مشکلات خم شد تو کجا بودی!؟

وقتی هزارتا دختر به خاطر گشنگی و مریضیه خانوادشون فاحشه شدن تو کجا بودی!؟

اونروزی که با زندگی و آیندمون بازی کردن تو کجا بودی؟

وقتی خیانت عشقمو دیدم زجه زدم تو کجا بودی!؟

وقتی شبا بابام از خستگی نا نداشت تو کجا بودی؟

وقتی حاجیات مکه و کربلا رو بارها و بارها زیارت و سیاحت می کردن ولی...

لطفا بقیه این شکوه نامه زیبا را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
[ شنبه 17 آبان 1393 ] [ 22:05 ] [ ebrahim4369 ]

عشق چیست

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟

گلی را نشانم داد و گفت :

:دیروز غنچه بود ,

امروز شکفت,

    فردا پژمرده خواهد شد...

 

[ جمعه 16 آبان 1393 ] [ 22:22 ] [ ebrahim4369 ]

خدای لیلی

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود

و مجنون بدون اینکه متوجه شود از بین سجاده اش عبور کرد...

مرد نمازش را قطع کرد و داد زد : " هی!!!چرا بین من و خدایم فاصله انداختی ؟"

مجنون به خود آمد و گفت :"من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم

تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟"

 

[ جمعه 16 آبان 1393 ] [ 22:08 ] [ ebrahim4369 ]

عشق

پروردگارا مرا به عشق زنده گردان

که از ازل تا ابد است,

و مرا بدان امید بخش,

که این خاک غریب تمامی امیدم را ربوده است...

 

[ سه‌شنبه 13 آبان 1393 ] [ 23:09 ] [ ebrahim4369 ]

خسته ام

خسته ام...

از همه دنیا...

از همه آدماش...

از عشقاش...

از جداییاش...

از خیانت هاش...

خدایااا

خسته ام . . . میدونم وقت هنوز تموم نشده..

میشه ورقمو بدم؟؟؟؟؟؟

[ سه‌شنبه 13 آبان 1393 ] [ 19:41 ] [ 2khmale shahe parioon ]

خواب ها کم است

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

   اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است                 دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست        من ازتو می نویسم و این کیمیا کم است

  سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست          در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

   تا این غزل شبیه غزل های من شود           چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

     گاهی ترا کنار خود احساس میکنم                    اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست                 آیا هنوز آمدنت را بها کم است

محمد علی بهمنی

[ دوشنبه 12 آبان 1393 ] [ 08:39 ] [ adel ]

فرجام قاتلان امام حسین (ع)

نام

نقش وی در کربلا 

سر انجام و چگونگی مرگ

..................................

شمر ابن ذی الجوشن

نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدوردستور یورش همه جانبه به امامحسین(ع) و یارانش           

 دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ

.......................

محمد بن اشعث بن قیس

 

نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روزعاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند

روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
 
.........................

عبید الله بن زیاد

در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت  و بعد از یزید بیشترین نقش را
در فاجعه عاشورا داشت 

چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام  حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط
 ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد

............

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 آبان 1393 ] [ 22:51 ] [ ebrahim4369 ]

امام حسین

[ چهارشنبه 07 آبان 1393 ] [ 15:05 ] [ ebrahim4369 ]

شبهات محرم

سلام دوستان این پست تو ایام محرم خیلی مفیده

سولاتی از دهه محرم و امام حسین (ع):

1-اولین و آخرین شهید کربلا چه کسانی بودند؟

2-امام حسین (ع) چند همسر داشت و اسامی آنان چه بود ؟ اهل چه شهری بودند؟

3-چرا امام حسین (ع) در کربلا برای رفع تشنگی از خداوند طلب باران نکرد؟

4- چرا در زیارت عاشورا بر امام حسین (ع) و فرزند و یارانش درود می فرستیم

و بر حضرت ابوالفضل (ع) به ویژه سلام نمی فرستیم؟

.....

روز عاشورا دشمن نابکار چند بار حمله دسته جمعی بر اصحاب امام حسین (ع) کرد.

در هر بار طبق نقل مقتل نویسان گروه زیادی شهید شدند, چنان که گفته اند: در حمله اول چهل تن یا بیش از آن کشته شدند.

مورخان اسامی آن بزرگواران را اینگونه ذکر می نمایند: نعیم بن عجلان , عمران بن کعب بن حارث , حنظله بن عمرو الشیبانی و ....

بنابراین اولین شهید کربلا مشخص نیست چه کسی بود.

آخرین شهید کربلا شخصی به نام سوید ابن ابی المطاع است که در ضمن نبرد مجروح شدو بین شهدا روی زمین قرار گرفت و بیهوش شد.

وقتی به هوش آمد , شنید که حضرت ابو عبدالله الحسین (ع) را شهید کرده اند . از این رو با حربه و خنجری که داشت,...

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 04 آبان 1393 ] [ 23:33 ] [ ebrahim4369 ]

تنهایی یعنی..

تنهایی یعنی
یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت
رفیق داری ... همدرد نداری!
خانواده داری... حمایت نداری! ‏
عشق داری... تکیه گاه نداری!
همه چی داری...ولی هیچی نداری

[ یکشنبه 04 آبان 1393 ] [ 22:47 ] [ 2khmale shahe parioon ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران