.

.

دریافت کد باکس دلنوشته های من

شب..بدون تو

اصلا بگذار ببینم تو نباشی چه اتفاقی می افتد مگر؟

صبح صبحانه ام را می خورم

با خیال آسوده به سر کار می روم

نهار که شد، یه دل سیر نهار می خورم 

شب که شد، شب؟

شب که بشود من بدون تو میميرم...

[ شنبه 20 آذر 1395 ] [ 23:55 ] [ 2khmale shahe parioon ]

گُردان عاشق

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود

عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود

هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد 

مادری فرزند خود را هدیه کرد

در شبی که اشکمان چون رود شد

یک نفر از بین ما مفقود شد

آنکه سر دارد به سامان می رسد

آنکه جان دارد به ...

 

 

 

برای خواندن ادامهٔ شعر به ادامه مطلب مراجعه کنید..باتشکّر


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 18 آذر 1395 ] [ 23:31 ] [ 2khmale shahe parioon ]

حذر از عشق

بی تو مهتاب شبی٬باز از آن کوچه گذشتم٬

همه تن چشم شدم٬خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه ی جانم٬گل یاد تو٬درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید؛

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

پرگشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو٬همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه٬محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشهٔ ماه فروریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید،تو به من گفتی:

-”از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند...

 

 

کل شعر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 18 آذر 1395 ] [ 23:25 ] [ 2khmale shahe parioon ]

حذر از عشق

[ یکشنبه 09 آبان 1395 ] [ 01:03 ] [ 2khmale shahe parioon ]

شراب وصل

 

گُفتم شرابِ وَصل، به اُوباش ميدهند؟!

 
با خنده گُفت: 
بنده ی 
«او» 
باش، 
 
ميدهند....
 
مولانا
[ پنج‌شنبه 25 شهریور 1395 ] [ 21:37 ] [ adel ]

عشق و عاشق

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست

عشق را همواره با دیوانگی پیوندهاست

 

شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق

ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست

 

چند می گویی که از من شکوه ها داری به دل ؟

لب که بگشایم مرا هم با تو چندان ماجراست

 

عشق را ای یار با معیار بی دردی مسنج

علت عاشق طبیب من ، ز علت ها جداست

 

با غبار راه معشوق است راز آفتاب

خاک پای دوست در چشمان عاشق توتیاست

 

جذبه از عشق است و با او بر نتابد هیچ کس

هر چه تو آهن دلی او بیشتر آهنرباست

 

خود در این خانه نمی خواند کسی خط خرد

تا در این شهریم آری شهریاری عشق راست

 

عشق اگر گوید به می سجاده رنگین کن ، بکن

تا در این شهریم ، آری شهریاری عشق راست

 

عشق یعنی زخمه ای از تیشه و سازی ز سنگ

کز طنینش تا همیشه بیستون غرق صداست 

 

[ پنج‌شنبه 25 شهریور 1395 ] [ 21:30 ] [ adel ]

حذر از عشق!؟ندانم،نتوانم

[ سه‌شنبه 02 شهریور 1395 ] [ 13:11 ] [ 2khmale shahe parioon ]

دلنوشته . ابراهیم حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلامی چو بوی خوش آشنایی به تمامی خوانندگان و دنبال کنندگان این وبسایت عاشقانه

و دست مریزاد به همتون بابت صبری که نسبت به اپدیت دیرمون داشتین . و بابت نظرات مفید  همتون ممنونم

اما به علت مشکلاتی که به وجود اومده بود هم واسه خودم هم برای سایر اعضای گرامی متاسفانه دلنوشته ها مدتی ساکت شد

انشالله بعد از مدتی دوباره به روال قبل و حتی قوی تر از گذشته ادامه خواهیم داد

مطلبی که میخوام بنویسم بیشتر جنبه ای معنوی داره برای مخاطبان و البته مخاطب خاص

عزیزم...

به نظر من دوست داشتن زیر مجموعه ای از عشق هستش

و حالا که تو وارد این گنبد دوار مینایی شدی نباید غصه بخوری و ناراحت باشی

درد عشق نصیب هر کسی نمیشه پس خوشبحال کسی که در این دام افتاده و این درد شیرین رو داره تجربه میکنه

خوشا دردی که درمانش تو باشی

عزیزانم

اگه مطمعنی که این عشق و دوست داشتن تو وجود خودت شعله ور شده نیازی نیست غمگین باشی

اتفاقا خوشحال باش و به روز وصل اطمینان داشته باش

کاری ندارم تا الان مرتکب چه گناهانی شدی. همین که بخوای برگردی و دیگه اونا رو تکرار نکنی یعنی توبه

هر موقع یاد عشقت باعث شد که مرتکب گناه نشی و برگردی .اینجاست که عاشق واقعی هستی

اگه واقعا دم از عاشقی میزنی به خاطر عشقت دیگه خلاف نکن .

درسته از هم دوریم ولی عشق به فاصله نیست .هر شب منو تو ماه تو خاطراتت و تو خوابت دنبال کن

(غافل از زندگی روزمره خودت نباش ) مطمعن باش خدا یه روزی پاداش کارتو میده

و اینو بدون مشکلاتتو تو خودت نریز. گریه راهی برای تسکین هستش

یا حق

[ شنبه 23 مرداد 1395 ] [ 14:47 ] [ ebrahim4369 ]

وابستگی

 

مرا به قتل رساندی

نه با سلاح سرد

نه با سلاح گرم

با رفتنت...

در اوج وابستگی

[ یکشنبه 10 مرداد 1395 ] [ 23:26 ] [ 2khmale shahe parioon ]

...

چو کس با زبان دلم آشنا نیست

چه بهتر که از شکوه خاموش باشم

چو یاری مرا نیست همدرد،بهتر

که از یاد یاران فراموش باشم

[ سه‌شنبه 14 اردیبهشت 1395 ] [ 22:01 ] [ 2khmale shahe parioon ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران