.

.

دریافت کد باکس دلنوشته های من

وقتی وقتی وقتی ...

وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهند

وقتی بودن ها طعم نیاز دارند
وقتی تنهایی ها بی هیچ یادی از یار با هر کسی پر میشود
وقتی نگاه ها هرزه به هر سو روانه میشود
وقتی غریزه احساس را پوشش میدهد
وقتی انسان بودن آرزویی دست نیافتنی میشود
دیگر نمی خواهمت
نه تو را و نه هیچ کس دیگر را . . .

 

 

اس ام اس

[ دوشنبه 15 دی 1393 ] [ 11:04 ] [ akharin 2 khtare khob ]

آغوش خدا

خوابی دیدم...

خواب دیدم در ساحل با خدا قدم میزنم.

بر پهنه آسمان صحنه هایی از زندگیم برق زد.

در هر صحنه , دو جفت جای پا روی شن دیدم. یکی متعلق به من دیگری متعلق به خدا.

وقتی آخرین صحنه مقابلم برق زد:به پشت سر و به جای پاها روی شن نگاه کردم.

متوجه شدم که چندین بار در مسیر زندگیم, فقط یک جفت جای پا روی شن بوده است,

و همچنین متوجه شدم که این در سخت ترین و غمگین ترین لحظات زندگیم بوده است.

این واقعا برایم ناراحت کننده بود و درباره اش از خدا سوال کردم:

خدایا , توگفتی اگر به دنبالت بیایم , در تمام راه با من خواهی بود ولی دیدم که در سخت ترین دوران زندگیم

فقط یک جفت جای پا وجود داشت.

نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم , مرا تنها گذاشتی...

خدا پاسخ داد :

بنده بسیار عزیزم , من در کنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت

اگر در آزمون ها و رنج ها , فقط یک جفت جای پا دیدی , زمانی بود که تو را در آغوشم حمل میکردم.

 

 

[ شنبه 13 دی 1393 ] [ 21:41 ] [ ebrahim4369 ]

دلنوشته من

می شود در همین لحظه از راه برسی و جوری مرا در آغوش بگیری که حتی عقربه ها هم جرات نکنند از این لحظه عبور کنند!

و من به اندازه تمام روزهای کم بودنت تو را ببویم و در این زمان متوقف...

سالها در آغوشت زندگی کنم .

بی ترس فرداها...

 

[ شنبه 13 دی 1393 ] [ 21:25 ] [ ebrahim4369 ]

عاشقم

عاشقم ....اهل همین کوچه بن بست کناری,

که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی,

تو کجا؟

کوچه کجا؟

پنجره باز کجا؟

من کجا ؟

عشق کجا؟

طاقت آغاز کجا؟

تو به لبخند و نگاهی ,

من دلداده به آهی,

بنشستیم

تو در قلب و

من خسته به چاهی ...گنه از کیست ؟

ار آن پنجره باز ؟

از آن لحظه آغاز ؟

از آن چشم گنه کار ؟

از آن لحظه دیدار ؟

کاش می شد گنه پنجره و لحظه و چشمت  ,

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب,

تو را سخت در آغوش بگیرم

(فریدون مشیری)

 

 

[ جمعه 05 دی 1393 ] [ 11:52 ] [ adel ]

معنای عشق و صفات عاشقی

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم

یادگار از تو چه شب ها , چه سحر ها دارم

با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم

گر چه از خود خبرم نیست خبرها دارم

تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی

تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی

آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی

دل سودا زده ام را به حبیبم دادی

بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی

داروی کشتن من یاد طبیبم دادی

ورنه اینقدر مهم جور و جفا یاد نداشت

هیچ شیرین سر خونریزی فرهاد نداشت

حسن در بردن دل همره و همکار تو بود

غمزه دمساز تو عشوه مددکار تو بود

وصل و هجران سبب گرمی بازار تو بود

راست گویم دل دیوانه گرفتار تو بود

گر تو ای عشق نه مشاطه خوبان بودی

ترک آن ماه جفا پیشه چه آسان بودی

چون نکو مینگرم ,شمع تو, پروانه توئی

حرم و دیر توئی , کعبه و بتخانه تویی

راز شیرینی این عالم افسانه توئی

لب دلدار توئی , طره جانان تویی

گرچه از چشم بتی بی دل و دینم ای عشق

هر چه بینم همه از عشق تو بینم ای عشق

گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم

که به عمری نتوانم همه رو بشناسم

گرچه از نرگس او ساخته ای بیمارم

گرچه زان زلف گره ها زده ای درکارم

باز هم گرم از این آتش جانسوز توام

سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام

باز اگر بوی مئی هست ز میخانه تست

باز اگر آب حیاطی است به پیمانه تست

باز اگر راحت جانی بود افسانه تست

باز هم عقل کسی راست که دیوانه تست

شکوه بیجاست مرا کشتی و آنم دادی

آنچه از بخت طمع داشتم آنم دادی

خواهم ای عشق که میخانه دلها باشم

بیخبر از حرم و دیر و کلیسا باشم

گرچه زین بیشتر از دست تو رسوا باشم

بی تو یک لحظه نباشد که به دنیا باشم

بعد از این رحم مکن بر دل دیوانه من

بفرست آنچه غمت هست به غمخانه من

من ندیدم سخنی خوشتر از افسانه تو

عاقلان بیهوده خندند به دیوانه تو

نقد جان گرچه بود قیمت پیمانه تو

آه از آن دل که نشد مست زمیخانه تو

کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق

آن دلی کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق

(عماد خراسانی)

 

 

[ جمعه 05 دی 1393 ] [ 11:37 ] [ adel ]

قصه تلخ

چـــــــه قــصــــــــه ی تـــلـــخــــــــــی ســـــت

مـــــــــ ــرده هـــــایـــمــــــان را بــــــه یـــــــــاد مـیـــســپــــــــاریـــــــمــ

و

زنـــــــ ــده هـــــایـــمــــــان را بـــــــه خــــــــــاک

[ سه‌شنبه 02 دی 1393 ] [ 17:31 ] [ 2khmale shahe parioon ]

روزهای خوب و بد

به روزهای سخت که رسید

بامن تفاوت داشت

آن کسی که در روزهای خوب من

بسیار تفاهم داشت

[ سه‌شنبه 02 دی 1393 ] [ 17:24 ] [ 2khmale shahe parioon ]

یلدا

گوش کن...

صدای نفس های آخر پاییز رو می شنوی؟؟؟

و این زیباترین فصل خدا رو به تمام است...

غم و اندوه هایت را به برگ های درختان آویزان کن...

چن روز دیگر می ریزند...

پیشاپیش یلدا تون مبارک

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 22:57 ] [ ebrahim4369 ]

عشق و نفس

هر انچه که برای درجا نگه داشتنش نیاز به تلاش و تقلا باشد,

نمی تواند روش طبیعی زندگی شما باشد, نمیتواند هرگز خود انگیخته باشد

عشق وقتی خشنود است که قادر باشد چیزی ببخشد

نفس وقتی خشنود است که قادر باشد چیزی بستاند.

نفس همیشه انگیزه دارد منظور دارد...

 عشق بی انگیزه است بدون منظور است عشق پاداش خودش است

نفس فقط زبان گرفتن را می داند , عشق زیان بخشیدن است.

عشق بدون دلیل است , عشق هرگز با دلیل روی نمیدهد.

انسان از جنس بودن نیست از جنس شدن است...!

 

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 22:13 ] [ ebrahim4369 ]

تاابد تکی

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 18:01 ] [ 2khmale shahe parioon ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران