.

.

دریافت کد باکس عشق پدری

عشق پدری

 

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام رو تحویل دهند.

فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید:

"کرم ضدّ سیمان دارین؟؟؟"

فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخرآمیز پرسید:

"کرم ضدّ سیمان؟بله که داریم.کرم ضدّ تیرآهن و آجر هم دارم حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟امّا گفته باشم خارجیش گرونه ها"

مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را روبه صورت فروشنده گرفت و گفت:

"از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شدن.نمیتونم صورت دخترمو ناز کنم.اگه خارجیش بهتره،خارجی بده."

.

.

.

عشق یعنی این


[ شنبه 16 خرداد 1394 ] [ 08:18 ] [ 2khmale shahe parioon ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران