.

.

دریافت کد باکس سنی وشیعه

سنی وشیعه

 

داشت میگفت:(یا حسین جان چه کنیم که اینجا نمی توانیم برایت عزارداری کنیم؟

توی زندانیم , دست کفریم.)

این را که گفت زانوهایش رابغل کرد وسرش را گذاشت روش.

شروع کرد نوحه خواندن,آهسته .می خواند وگریه می کرد.

گریه ام گرفت. با هم گریه می کردیم .

او سنی بودومن شیعه...

منبرک


[ دوشنبه 28 مهر 1393 ] [ 14:03 ] [ paria ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید