.

.

دریافت کد باکس بچـه جـبـهه

بچـه جـبـهه

آن اوایل که آمده بود وقتی سر به سرش می گذاشتیم چیزی نمی گفت.

کوچک بودنش را چماق کرده بودیم می کوبیدیم توی سرش.

یک بار که دیدمش گفتم:((بچه!تو دیگه برای چی اومدی جبهه؟))

این بار سرش را پایین نینداخت, لبخندی زد و گفت:

((آخه پدر جان شما دیگه دیر یا زود رفتنی هستید, اومدم تفنگ تون روی زمین نمونه.))

از آن به بعد مواظب بودم وقتی صدایش می کنم ,کلمه بچه را استفاده نکنم.

اسمان مال انهاست


[ شنبه 05 مهر 1393 ] [ 21:12 ] [ paria ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید