.

.

دریافت کد باکس ایه ای برای ابراهیم

ایه ای برای ابراهیم

 

کارنامه اش را که گرفت راه افتاد برود.برای چندمین بار.

همه آمده بودیم دم در,بابا قران کوچکش را باز کرد. صورتش سرخ شد.

احمدرضا را دوباره بغل کرد و بوسید. احمدرضا که رفت گفتیم چه آیه ای آمد؟

گفت:((ایه ای که ابراهیم پسرش را می برد قربانی.))مکث کرد, صورتش هنوز سرخ بود.

گفت:((این بار آخر است.))

آسمان مال اآنهاست


[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 12:54 ] [ paria ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید