.

.

دریافت کد باکس دلنوشته های من

دلنوشته های من

ای کاش برگردد روزهای زیبای با هم بودن .یا لااقل تکرار شود بخشی از آن معجزه نگاهت

عجب روزگاری بود...

چقدر زیبا گفته حضرت حافظ :

با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل

کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست

 

من هر جا که احساس گرگ بودن بهم دست بده بلافاصله محل رو ترک میکنم

ای تو که مخاطب خاص این نوشته ای

مطمعن باش هر آن چه کردم برای خوشبختی تو کردم

...

اینم یهویی از دلم گذشت.ناسلامتی اسم وبمون دلنوشته هست

خانمان سوز بود آتش آهی گاهی    ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی

 

[ چهارشنبه 28 شهریور 1397 ] [ 18:22 ] [ ebrahim4369 ]

دروغ

ما دروغاتونو میفهمیم

فقط به روتون نمیاریم

که شخصیت خودمون خراب نشه

.

.

دروغ گفتن و سرکار گذاشتن این و اون هیچ افتخاری نداره

بفهمید اینو

با اینکارا فقط ارزش خودتونو میارین پایین

به جای اینکه روی پوشوندن اشتباهاتون با دروغ گفتن تمرکز کنید

به این فکر کنید که دل شکستن چه تاوانی داره 

.

.

#خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند

.

.

خدایا 

 

تو خودگفتی که در قلب شکسته خانه داری *** شکسته قلب من,جانا به عهد خود وفا کن

 

[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 00:13 ] [ 2khmale shahe parioon ]

خاطره ها

یه زمانی همینطوری سلام علیکی بود..

یکم گذشت یه کوچولو بیشتر از سلام احوال پرسی شد

کم کم مهم شد

...

بنا به دلایلی یه مدت هر دوطرف غیب شدن

باز هم بعد از مدتی یهو پیدا شدن

بعد از این وصال٬

بیشترتر صمیمی بودن

هرروز حرف میزدن

یکم بعد هرلحظه ای که میشد حرف میزدن

ولی...

اوضاع که همیشه نمیشه خوب بمونه

دوباره خراب شد :)

یکم کمتر..

یکم کمتر..

یهو یه طرف رابطه٬غیب شد 

شاید دلیلش واسه خودش موجّه بود

به طرف دوم حق انتخاب نداد :)

رفت...

چرا؟مجهول

تا کی؟؟مجهول

اصلا وصال دومی هست یا نه؟بازم مجهول

این طرف٬یکی داره بین این همه مجهول و منتظر موندن یا نموندن و کلی ابهام دیگه غرق میشه

اون طرف کجاست؟خب بازم مجهول ...

 

#شاید_پست_آخر

[ شنبه 12 فروردین 1396 ] [ 03:08 ] [ 2khmale shahe parioon ]

فراموشی

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است

رفته و چقدر زود از یاد برده که

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و صبوری کند.

تا از یاد ببرد صاحبش را...

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند

و فراموش کند که روزی کسی بود...

که برایش زندگی بود

 

پ.ن:یه ستاره ی خیلی خوشگل اومده کنار ماهم.ینی چی...

[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 02:03 ] [ 2khmale shahe parioon ]

یار

جان خواهم از خدا، نه یکی بلکه صد هزار ★★★تا صد هزار بار بمیرم برای یار

 

من زارم و تو زار دلا یک نفس بیا★★★تا هر دو در فراق بنالیم زار زار

 

از بس که ریخت گریهٔ خون در کنار من★★★پر شد از این کنار، جهان، تا به آن کنار

 

در روزگار هجر تو روزم سیاه شد ★★★بر روز من ببین که چه‌ها کرد روزگار

 

چون دل اسیر توست، ز کوی خودش مران ★★★دل‌داریی کن و دل ما را نگاه دار

 

کام من از دهان تو یک حرف بیش نیست★★★ بهر خدا که لب بگشا، کام من بر آر

 

چون خاک شد هلالی مسکین به راه تو ★★★خاکش به گرد رفت و شد آن گرد هم غبار

 

 

پ.ن:ماه امشب خیلیی خوشگله :)

[ چهارشنبه 25 اسفند 1395 ] [ 00:38 ] [ 2khmale shahe parioon ]

تولدمه :):

نمیدانم کدام یک بیشتر درد داشت..

فراموش کردن یا فراموش شدن؟!

...

به هرحال

.

فراموش میکنم فراموش شدنم را :)

[ جمعه 13 اسفند 1395 ] [ 20:55 ] [ 2khmale shahe parioon ]

تولدمه :):

نمیدانم کدام یک بیشتر درد داشت..

فراموش کردن یا فراموش شدن؟!

...

به هرحال

.

فراموش میکنم فراموش شدنم را :)

[ جمعه 13 اسفند 1395 ] [ 20:53 ] [ 2khmale shahe parioon ]

چرا مرا نمیفهمد

 

ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد

عشقِ خود صرف همان کن که تو را می فهمد

 

دردِ دل ، شعر قشنگ ، این همه احساسِ لطیف

به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد

 

نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر

پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد

 

دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد

به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد

 

عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم

پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد

 

اشک وصل است به خون دل و آن شاهرگت

بهرِ آن اشک روان کن که تو را می فهمد

 

گر غمت خلق بدانند شماتت بکنند

پیشِ آن سرت عیان کن که تو را می فهمد

 

بگذار هر که دلش با تو نباشد برود

به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد....

.

.

.

 

.

.

‌.

 

[ یکشنبه 01 اسفند 1395 ] [ 00:30 ] [ 2khmale shahe parioon ]

دلتنگیه یهویی

عزیزم..

تو که دلتنگ نشدی ببینی

چطوری بهترین خاطره ها

بی رحمترین هاشون میشن

 

[ شنبه 23 بهمن 1395 ] [ 02:23 ] [ 2khmale shahe parioon ]

سه بیت شعر★امید دیدار

چه خوش روزی بُوَد روز جدایی

اگر با وی نباشد بی وفایی

 

اگرچه تلخ باشد فرقت یار

در او شیرین بُوَد امّید دیدار

 

خوش است اندوه تنهایی کشیدن

اگر باشد امید باز دیدن

.

.

نامه ویس به رامین :)

[ یکشنبه 10 بهمن 1395 ] [ 20:35 ] [ 2khmale shahe parioon ]

صفحه قبل123...38صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران